ترجمه "wrestle" به فارسی
کشتی گرفتن, کشتی, مسابقه بهترین ترجمه های "wrestle" به فارسی هستند.
wrestle
verb
noun
دستور زبان
A wrestling bout. [..]
-
کشتی گرفتن
verbto take part in wrestling match
Bill E quits wrestling with the bars and turns away, disgusted.
بیل ای از کشتی گرفتن با میلهها دست بر میدارد و با نفرت رویش را برمی گرداند.
-
کشتی
nounBill E quits wrestling with the bars and turns away, disgusted.
بیل ای از کشتی گرفتن با میلهها دست بر میدارد و با نفرت رویش را برمی گرداند.
-
مسابقه
nounGirls in the wrestling arena?
دخترها ، اونم تو رینگ مسابقه ؟
-
ترجمه های کمتر
- کشمکش
- قلاب
- ناورد
- (با تقلا) جابه جا کردن
- (غرب امریکا - گوساله و غیره) برای داغ زدن بر زمین افکندن
- حرکت دادن
- درکشاکش بودن
- درگیر شدن با
- دست و پنجه نرم کردن
- زور دادن
- طفره زدن
- مسابقه ی کشتی گیری
- کشان کشان بردن
- کشتی گیری
- کشتی گیری کردن
- کلنجار رفتن
- گلاویز شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrestle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wrestle
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Wrestle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wrestle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "wrestle" با ترجمه به فارسی
-
مربی (کشتی حرفهای)
-
دوبنده
-
(زورآزمایی) مچ انداختن · مچ آزمایی · پنجه نرم کردن
-
مچ اندازی · مچاندازی
-
کشتی آزاد
-
(زورآزمایی) مچ انداختن (Indian wrestling هم می گویند)
-
کشتی کچ
-
کشتی حرفهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن