ترجمه "appointive" به فارسی
انتصابی, گماشتی (در مقابل : انتخابی elective) بهترین ترجمه های "appointive" به فارسی هستند.
appointive
adjective
of, pertaining to, or filled by appointment [..]
-
انتصابی
after three days, we're going to have a ceremony of appointing
بعد از سه روز، ما تصمیم داریم...مراسم انتصابی داشته باشیم
-
گماشتی (در مقابل : انتخابی elective)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " appointive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "appointive" با ترجمه به فارسی
-
اراسته · مجهز · معین · مقرر · منتخب · منتصب · منصوب · گماشته
-
)ندرک باختنا( نييعت
-
(بر) گماشته · (جمع) اسباب · (حقوق) تعیین سهم داران و تقسیم ملک بین آنها (توسط وکیل متوفی) · اثاثیه · اسم · انتصاب · انتصاب، تعیین · شغل · قرار · قرار ملاقات · مبل و وسایل منزل · مقام · منصوب · نامزدی · نصب · وعده · وعده ی ملاقات · وقت ملاقات · وقت یا قرار قبلی · پست · کار · گمارش · گماشت · گماشتن · گماشته
-
خوب مبلمان شده · دارای تجهیزات یا اثاثیه ی خوب
-
هدنیامن نییعت
-
قرار ملاقات گذاشتن
-
تعیین کردن · مقررداشتن · منصوب کردن · گماشتن
-
)زور( تاق الم رارق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن