ترجمه "appointee" به فارسی
گماشته, منصوب, گمارده شده بهترین ترجمه های "appointee" به فارسی هستند.
appointee
noun
دستور زبان
a person who is appointed [..]
-
گماشته
nounHe was an old guard appointee.
اون گماشته ي سنت گراها بود
-
منصوب
-
گمارده شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " appointee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن