ترجمه "cohesion" به فارسی
پيوستگي, ارتباط, پیوستگی بهترین ترجمه های "cohesion" به فارسی هستند.
cohesion
noun
دستور زبان
State of cohering, or of working together. [..]
-
پيوستگي
Intrinsic union of parts.
Cellular cohesion will take a few hours, but we can initiate the consciousness stream.
، پيوستگي مولکولي ، چند ساعت ديگه زمان مي بره اما مي تونيم جريان هوشياري رو وارد کنيم
-
ارتباط
nounin the social cohesion of your own societies.
ایجاد ارتباط منطقی اجتماعی در جوامع خودتان دارید.
-
پیوستگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- سازواری
- سامانمندی
- همسازی
- همچسبش
- همچسبی
- همچسبیدگی
- چسبندگی
- انسجام
- همخوانی
- وابستگی
- (فیزیک) نیرویی که ملکول های جسمی را منسجم نگاه می دارد
- ارتباط منطقی
- جاذبه مولکولی
- هم بستگی
- پیوستگی (coherence هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cohesion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cohesion" با ترجمه به فارسی
-
(سخن و استدلال و غیره) منطقی و مستدل · سازوار · سامانمند · منسجم · همساز · همچسب · پیوستگر · چسبناک · چسبنده
-
ارتباط · وابستگی · چسبندگی
-
گروههای کار منسجم
-
بافت خاک
-
انسجام · انسجام، همبستگی
-
(سخن و استدلال و غیره) منطقی و مستدل · سازوار · سامانمند · منسجم · همساز · همچسب · پیوستگر · چسبناک · چسبنده
-
(سخن و استدلال و غیره) منطقی و مستدل · سازوار · سامانمند · منسجم · همساز · همچسب · پیوستگر · چسبناک · چسبنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن