ترجمه "commiserate" به فارسی
ابراز تاسف کردن (با: with), اظهارتاسف کردن, جانبداری کردن بهترین ترجمه های "commiserate" به فارسی هستند.
commiserate
adjective
verb
دستور زبان
(obsolete, rare) commiserating, pitying, lamentful [..]
-
ابراز تاسف کردن (با: with)
-
اظهارتاسف کردن
verb -
جانبداری کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- در غم کسی شریک شدن
- دل (به حال کسی) سوختن
- دلسوزی کردن
- هم غصه شدن
- همدردی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commiserate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "commiserate" با ترجمه به فارسی
-
سزاوار دلسوزی · سزاوار همدردی · همدردی پذیر
-
اظهار تاسف · اظهارتاسف · افسوس · تسلیت · دریغ · دلسوزی · رحم · رحمت · شفقت · همدردی
-
اظهار تاسف · اظهارتاسف · افسوس · تسلیت · دریغ · دلسوزی · رحم · رحمت · شفقت · همدردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن