ترجمه "commiseration" به فارسی
شفقت, رحم, دلسوزی بهترین ترجمه های "commiseration" به فارسی هستند.
commiseration
noun
دستور زبان
The act of commiserating; sorrow for the wants, afflictions, or distresses of another; pity; compassion. [..]
-
شفقت
nounCommiseration has, and should have, its curiosity.
شفقت برای خود کنجکاوی خاصی دارد و لازم است که داشته باشد.
-
رحم
nounDeep awareness of the suffering of another, coupled with the wish to relieve it.
-
دلسوزی
Deep awareness of the suffering of another, coupled with the wish to relieve it.
not sure if her mother was bent on torture or commiseration.
از کجا میدانست که قصد مادر شکنجه یا دلسوزی است.
-
ترجمه های کمتر
- رحمت
- همدردی
- افسوس
- اظهارتاسف
- تسلیت
- دریغ
- اظهار تاسف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commiseration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "commiseration" با ترجمه به فارسی
-
ابراز تاسف کردن (با: with) · اظهارتاسف کردن · جانبداری کردن · در غم کسی شریک شدن · دل (به حال کسی) سوختن · دلسوزی کردن · هم غصه شدن · همدردی کردن
-
سزاوار دلسوزی · سزاوار همدردی · همدردی پذیر
-
ابراز تاسف کردن (با: with) · اظهارتاسف کردن · جانبداری کردن · در غم کسی شریک شدن · دل (به حال کسی) سوختن · دلسوزی کردن · هم غصه شدن · همدردی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن