ترجمه "corroboration" به فارسی

تاکید, تایید, تثبیت بهترین ترجمه های "corroboration" به فارسی هستند.

corroboration noun دستور زبان

The act of corroborating, strengthening, or confirming; addition of strength; confirmation; as, the corroboration of an argument, or of information. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاکید

  • تایید

    noun

    There is a possibility that your claims might be corroborated by another victim.

    امکانش هست که ادعای تو شاید توسط یک قربانی دیگه تایید بشه

  • تثبیت

  • تقویت

    noun

    especially with the corroborating circumstances, which her own memory brought in favour of Mr.Knightley's most improved opinion of Harriet.

    به خصوص که یادش میافتاد خودش در تقویت حسن نظر آقای نای تلی به هریت نقش کوچکی نداشته است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corroboration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "corroboration" با ترجمه به فارسی

  • اثبات کننده · بازنمودگر (corraboratory هم می گویند) · بازنمودین · تایید کننده · موید
  • تایید کننده · تقویت کننده
  • (در اصل) نیرو بخشیدن · اثبات کردن · اثبات کردن- تایید کردن- تقویت کردن · بازنمود کردن · تایید کردن · تقویت کردن
  • (مهجور - دارو و غیره) نیرو بخش · (مهجور) شربت مقوی · اثبات کننده · مصدق · مقوی · موید
اضافه کردن

ترجمه های "corroboration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه