ترجمه "corroborative" به فارسی

بازنمودین, موید, اثبات کننده بهترین ترجمه های "corroborative" به فارسی هستند.

corroborative adjective noun دستور زبان

Serving to corroborate [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازنمودین

  • موید

  • اثبات کننده

  • ترجمه های کمتر

    • بازنمودگر (corraboratory هم می گویند)
    • تایید کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corroborative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "corroborative" با ترجمه به فارسی

  • تاکید · تایید · تثبیت · تقویت
  • تایید کننده · تقویت کننده
  • (در اصل) نیرو بخشیدن · اثبات کردن · اثبات کردن- تایید کردن- تقویت کردن · بازنمود کردن · تایید کردن · تقویت کردن
  • (مهجور - دارو و غیره) نیرو بخش · (مهجور) شربت مقوی · اثبات کننده · مصدق · مقوی · موید
اضافه کردن

ترجمه های "corroborative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه