ترجمه "crispiness" به فارسی

تردی, پیچ, موج بهترین ترجمه های "crispiness" به فارسی هستند.

crispiness noun دستور زبان

The state of being crispy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تردی

    noun
  • پیچ

    noun
  • موج

    noun
  • چین

    noun proper
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crispiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crispiness" با ترجمه به فارسی

  • برشته · تر و تازه · ترد · خشک · سوخاری · پرطراوت
  • برشته · تر و تازه · ترد · خشک · سوخاری · پرطراوت
  • برشته · تر و تازه · ترد · خشک · سوخاری · پرطراوت
اضافه کردن

ترجمه های "crispiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه