ترجمه "crisps" به فارسی
چیپس ترجمه "crisps" به فارسی است.
crisps
noun
دستور زبان
Plural form of crisp. [..]
-
چیپس
nounsnack
She was eating from an extra large bag of potato crisps and digging the stuff out in handfuls.
از پاکتی که توی دستش بود، مشت مشت چیپس توی دهانش چپاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crisps " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crisps" با ترجمه به فارسی
-
كاسني ترد · کاسنیفرنگیها
-
(انگلیس) چیپس سیب زمینی سرخ کرده 0 · (مو) وز کرده · برشته · برشته کردن یا شدن · تازه · تر و تازه · تر و تازه کردن یا شدن · ترد · ترد کردن یا شدن · جانانه · خشک · خوردنی ترد: شیرینی خشک · زبر و دارای فرهای ریز · سرخ شدن · سوخاری · شاداب · طرب انگیز · قاق · مجعد · مختصر · موجدار · موجز · نیروبخش · هر خوراکی که رویه یا پوسته ی ترد داشته باشد · پرحرارت · پرشور · پرطراوت · چموش · چین و چروکدار · کم حرف · کوتاه ومختصر
-
چیپس
-
تردی · خشکی · پیچیدگی
-
مقدار قطعی، مقدار کلاسیک، ارزش قطعی، ارزش کلاسیک
-
(انگلیس) چیپس سیب زمینی سرخ کرده 0 · (مو) وز کرده · برشته · برشته کردن یا شدن · تازه · تر و تازه · تر و تازه کردن یا شدن · ترد · ترد کردن یا شدن · جانانه · خشک · خوردنی ترد: شیرینی خشک · زبر و دارای فرهای ریز · سرخ شدن · سوخاری · شاداب · طرب انگیز · قاق · مجعد · مختصر · موجدار · موجز · نیروبخش · هر خوراکی که رویه یا پوسته ی ترد داشته باشد · پرحرارت · پرشور · پرطراوت · چموش · چین و چروکدار · کم حرف · کوتاه ومختصر
-
(انگلیس) چیپس سیب زمینی سرخ کرده 0 · (مو) وز کرده · برشته · برشته کردن یا شدن · تازه · تر و تازه · تر و تازه کردن یا شدن · ترد · ترد کردن یا شدن · جانانه · خشک · خوردنی ترد: شیرینی خشک · زبر و دارای فرهای ریز · سرخ شدن · سوخاری · شاداب · طرب انگیز · قاق · مجعد · مختصر · موجدار · موجز · نیروبخش · هر خوراکی که رویه یا پوسته ی ترد داشته باشد · پرحرارت · پرشور · پرطراوت · چموش · چین و چروکدار · کم حرف · کوتاه ومختصر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن