ترجمه "crispness" به فارسی

تردی, خشکی, پیچیدگی بهترین ترجمه های "crispness" به فارسی هستند.

crispness noun دستور زبان

The state of being crisp. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تردی

    noun
  • خشکی

    They went to the nearest village, joyfully trampling the dry stubble crisping beneath their feet.

    آنان، کاه خشکی را که زیر پایشان بالا و پائین میرفت با نشاط لگد مال میکردندو به سوی دهکدهای در آن نزدیک روان بودند.

  • پیچیدگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crispness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crispness" با ترجمه به فارسی

  • چیپس
  • كاسني ترد · کاسنیفرنگیها
  • (انگلیس) چیپس سیب زمینی سرخ کرده 0 · (مو) وز کرده · برشته · برشته کردن یا شدن · تازه · تر و تازه · تر و تازه کردن یا شدن · ترد · ترد کردن یا شدن · جانانه · خشک · خوردنی ترد: شیرینی خشک · زبر و دارای فرهای ریز · سرخ شدن · سوخاری · شاداب · طرب انگیز · قاق · مجعد · مختصر · موجدار · موجز · نیروبخش · هر خوراکی که رویه یا پوسته ی ترد داشته باشد · پرحرارت · پرشور · پرطراوت · چموش · چین و چروکدار · کم حرف · کوتاه ومختصر
  • چیپس
  • مقدار قطعی، مقدار کلاسیک، ارزش قطعی، ارزش کلاسیک
  • (انگلیس) چیپس سیب زمینی سرخ کرده 0 · (مو) وز کرده · برشته · برشته کردن یا شدن · تازه · تر و تازه · تر و تازه کردن یا شدن · ترد · ترد کردن یا شدن · جانانه · خشک · خوردنی ترد: شیرینی خشک · زبر و دارای فرهای ریز · سرخ شدن · سوخاری · شاداب · طرب انگیز · قاق · مجعد · مختصر · موجدار · موجز · نیروبخش · هر خوراکی که رویه یا پوسته ی ترد داشته باشد · پرحرارت · پرشور · پرطراوت · چموش · چین و چروکدار · کم حرف · کوتاه ومختصر
  • (انگلیس) چیپس سیب زمینی سرخ کرده 0 · (مو) وز کرده · برشته · برشته کردن یا شدن · تازه · تر و تازه · تر و تازه کردن یا شدن · ترد · ترد کردن یا شدن · جانانه · خشک · خوردنی ترد: شیرینی خشک · زبر و دارای فرهای ریز · سرخ شدن · سوخاری · شاداب · طرب انگیز · قاق · مجعد · مختصر · موجدار · موجز · نیروبخش · هر خوراکی که رویه یا پوسته ی ترد داشته باشد · پرحرارت · پرشور · پرطراوت · چموش · چین و چروکدار · کم حرف · کوتاه ومختصر
اضافه کردن

ترجمه های "crispness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه