ترجمه "domesticate" به فارسی

رام کردن, قبولاندن, (به زندگی خانگی و خانوادگی خو گرفتن یا عادت دادن) خانه گرای کردن بهترین ترجمه های "domesticate" به فارسی هستند.

domesticate verb noun دستور زبان

(transitive) To make domestic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رام کردن

    verb

    Our parents thought domestication was unnatural.

    والدینم عقیده داشتند که رام کردن حیوون غیر اخلاقیه

  • قبولاندن

  • (به زندگی خانگی و خانوادگی خو گرفتن یا عادت دادن) خانه گرای کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (حیوان و گیاه را) اهلی کردن
    • (واژه یا سنت خارجی و غیره را در ناحیه ای رواج دادن) شناساندن
    • خانه دوست کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " domesticate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "domesticate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "domesticate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه