ترجمه "domesticity" به فارسی
(جمع) کارهای منزل, (زندگی خانگی و خانوادگی) خانه زیستی, خانه داری بهترین ترجمه های "domesticity" به فارسی هستند.
domesticity
noun
دستور زبان
affection for the home and its material comforts [..]
-
(جمع) کارهای منزل
-
(زندگی خانگی و خانوادگی) خانه زیستی
-
خانه داری
I trust that when the first flush of vivacity is over, you will look a little higher than domestic endearments and household joys.
امیدوارم که بعد از آمدن آنها و تمام شدن مراسم جشن کریسمس کمی از سطح دلبستگیهای خانوادگی و دلخوشیهای خانه داری بالاتر فکر کنی.
-
ترجمه های کمتر
- خانه گرایی
- لانه دوستی
- لانه گرایی
- وظایف خانه داری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domesticity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "domesticity" با ترجمه به فارسی
-
خدمتکار
-
طیور · مرغ اهلي · مرغ خانگی · مرغ وخروس · نيمچهها · پرنده · گالوس
-
بز
-
محدودیت های داخلی
-
غاز اهلی
-
مصرف داخلی
-
قناری اهلی
-
بوس توروس · گاو اهلي · گاوها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن