ترجمه "domicile" به فارسی
خانه, مقر, منزل بهترین ترجمه های "domicile" به فارسی هستند.
domicile
verb
noun
دستور زبان
(formal) A home or residence. [..]
-
خانه
nounBossuet had not much domicile, sometimes none at all.
کمتر اتفاق میافتاد که بوسوئه مسکنی داشته باشد، گاه خانه این.
-
مقر
noun -
منزل
nounascended the staircase of the new domicile, were admitted by Jerry, and found Lucie weeping, alone.
از پلههای منزل جدید بالا رفتند از جری اجازهء دخول دریافت داشتند و لوسی را تنها و گریان یافتند.
-
ترجمه های کمتر
- مسکن
- اقامتگاه
- (حقوق) محل اقامت
- تماقا لحم
- ساکن کردن
- سکنی دادن
- محل اقامت
- محل سکونت (دایم)
- مسکن دادن
- مقیم کردن
- نشیمند کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domicile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن