ترجمه "domestication" به فارسی
اهلیکردن, اهلی کردن, اموختگی بهترین ترجمه های "domestication" به فارسی هستند.
domestication
noun
دستور زبان
The act of domesticating, or accustoming to home; the action of taming wild animals. [..]
-
اهلیکردن
-
اهلی کردن
sustained multi-generational relationship in which one group of organisms assumes a significant degree of influence over the reproduction and care of another group to secure a more predictable supply of resources from that second group
and its domestication for personal use was not foreseen in the books on etiquette.
و اهلی کردن آن حیوان برای استفاده شخصی هنوز در کتابچههای راهنما نوشته نشده بود.
-
اموختگی
-
ترجمه های کمتر
- اهليكردن جانور
- بومی سازی
- بومیکردن گیاه
- رام سازی
- رام شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domestication " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "domestication" با ترجمه به فارسی
-
خدمتکار
-
طیور · مرغ اهلي · مرغ خانگی · مرغ وخروس · نيمچهها · پرنده · گالوس
-
بز
-
محدودیت های داخلی
-
غاز اهلی
-
مصرف داخلی
-
قناری اهلی
-
بوس توروس · گاو اهلي · گاوها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن