ترجمه "domicil" به فارسی

مسکن, اقامتگاه, مقر بهترین ترجمه های "domicil" به فارسی هستند.

domicil noun دستور زبان

Archaic form of [i]domicile[/i].

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسکن

    This lofty virtue had three domiciles in Paris for the sake of escaping from the police.

    این صاحب تقوای عالی، در پاریس سه مسکن داشت تا بتواند از پلیس بگریزد.

  • اقامتگاه

    This is my own private domicile and I will not be harassed.

    اين اقامتگاهِ شخصيِ منِ و منُ نميتوني بترسوني.

  • مقر

  • ترجمه های کمتر

    • خانه
    • محل اقامت
    • مسکن دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " domicil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "domicil" با ترجمه به فارسی

  • ساکن · مقیم
  • (حقوق) محل اقامت · اقامتگاه · تماقا لحم · خانه · ساکن کردن · سکنی دادن · محل اقامت · محل سکونت (دایم) · مسکن · مسکن دادن · مقر · مقیم کردن · منزل · نشیمند کردن
اضافه کردن

ترجمه های "domicil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه