ترجمه "embattle" به فارسی

(از هرسو) مورد تاخت و تاز (یا انتقاد و غیره) قرار گرفتن, (برای جنگ) آراستن, (بیشتر به صورت اسم مفعول) جنگیدن بهترین ترجمه های "embattle" به فارسی هستند.

embattle verb noun دستور زبان

To arrange in order of battle; to array for battle; also, to prepare or arm for battle; to equip as for battle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از هرسو) مورد تاخت و تاز (یا انتقاد و غیره) قرار گرفتن

  • (برای جنگ) آراستن

  • (بیشتر به صورت اسم مفعول) جنگیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (دیوار قلعه و قصر) دندانه دار کردن
    • برج و بارو دار کردن
    • دارای جان پناه کردن
    • درگیر (کارزار) شدن
    • رزم آرایی کردن
    • صف آرایی کردن
    • مستحکم کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embattle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "embattle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "embattle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه