ترجمه "exiled" به فارسی

exiled verb

Simple past tense and past participle of exile. [..]

ترجمه خودکار " exiled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"exiled" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای exiled در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "exiled" با ترجمه به فارسی

  • تبعید داخلی (معمولا به یکی از نواحی دورافتاده ی کشور) · دوررانش درون مرزی
  • آخرین تبعیدی
  • وابسته به تبعید (به ویژه تبعید یهودیان در بابل)
  • (شخص) تبعیدی · (وادار به) هجرت کردن · آدم تبعید شده · آلاخون والاخونی · آلاخونی · آواره · آوارگی · اخراج شده · از میهن رانده شده · تاراندن (از میهن) · تبعید · تبعید کردن یا شدن · جلای وطن · دوران تبعید · میهن رانده کردن · میهن راندگی · هجرت
  • باریکی · نازکی
  • دولت در تبعید
اضافه کردن

ترجمه های "exiled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه