ترجمه "faceless" به فارسی
ناشناس, گمنام, ناشناخته بهترین ترجمه های "faceless" به فارسی هستند.
faceless
adjective
دستور زبان
Having, or revealing no individual identity or character; anonymous. [..]
-
ناشناس
The board of directors sold it to some faceless corporation and the gates have been locked ever since.
هیئت مدیره اون رو به یه شرکت ناشناس فروخت و دروازه ها از اون موقع بسته شدن.
-
گمنام
-
ناشناخته
-
ترجمه های کمتر
- معمولی
- بدون صورت
- بدون ویژگی
- بی رخ
- بی نام و نشان
- بی هویت
- بی چهره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faceless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن