ترجمه "facer" به فارسی

روبروگر, دورو, (انگلیس - عامیانه) اشکال غیرمنتظره بهترین ترجمه های "facer" به فارسی هستند.

facer noun دستور زبان

An unexpected and stunning blow or defeat [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روبروگر

  • دورو

    noun
  • (انگلیس - عامیانه) اشکال غیرمنتظره

  • ترجمه های کمتر

    • (شخص یا چیزی که رو به رو یا در مقابل قرار می گیرد) روبرو
    • جام پر
    • دژ رخداد
    • رو در رو
    • روی آور
    • شکست ناگهانی
    • گرفتاری پیش بینی نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " facer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "facer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه