ترجمه "faces" به فارسی

وجوه ترجمه "faces" به فارسی است.

faces verb noun

Plural form of face. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وجوه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " faces " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Faces

Faces (band)

+ اضافه کردن

"Faces" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Faces در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "faces" با ترجمه به فارسی

  • مینای صورت زرد
  • قناری سیاهچهره
  • (ارتش - مشق نظامی) - گرد کردن 7 · (به سویی) گرداندن · (خیاطی) سجاف دار کردن · (در مورد ساختمان و غیره) رو به طرفی بودن 2 · (ساعت) صفحه · (سنگ تراشی) صیقلی کردن 5 · (شکل هندسی) ضلع · (ورق بازی و غیره را) رو کردن · (ورق بازی و چرم و پارچه و غیره) رو (در برابر پشت back) · (چاپ) رویه ی حرف · آبرو · ادا و اصول · اسباب توالت · بر · برو رو · بزک · تروص · تن در دادن · حالت صورت · حیثیت · دادن · رجوع شود به topography · رخ · رخسار · رو · رو به رو شدن با · رو در رو شدن 3 · رو کردن به · روکار کردن · روکش کردن · روی · رویه · رویه دار کردن 8 · سطح · سیما · شکلک · صافکاری کردن · صورت · صورت کلیشه 1 · ظاهر · ظاهر متن (در برابر فحوای آن) · فواره · قیافه · لچ · مالیدن به · متن بدون تفسیر و توضیح · مقابله کردن با · ناصیه · نشان دادن 6 · نما · نماسازی کردن · هنایش · وجه · پذیرفتن 4 · پررویی 0 · پهلو · چهره · چهره را (به سویی) گرداندن · کنار · گستاخی
  • پیتای سیاهچهره
اضافه کردن

ترجمه های "faces" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه