ترجمه "fidelity" به فارسی

وفاداری, صداقت, پایبندی بهترین ترجمه های "fidelity" به فارسی هستند.

fidelity noun دستور زبان

the degree to which a system accurately reproduces an input. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وفاداری

    noun

    The accuracy with which an image is reproduced on your personal computer.

    I believe him capable of anything even of the most absurd fidelity.

    من فکر میکنم هر کاری که تصورش را بکنی از عهده او بر میآید حتی مضحکترین نوع وفاداری.

  • صداقت

    noun

    im just entering fidelity; dont exit

    من فقط وارد صداقت ميشم ؛ خارج نميشم

  • پایبندی

    According to one scholar, the Greek verb rendered “continued devoting themselves” can mean having “a steadfast and singleminded fidelity to a certain course of action.”

    به گفتهٔ محققی، فعل یونانیای که ‹خود را وقف کردند› ترجمه شده، به مفهوم «پایداری و پایبندی در عملی مشخص» است.

  • ترجمه های کمتر

    • دقت
    • اخلاص
    • اخلاص، صدق
    • وفا
    • پاکدامنی
    • راستی
    • (به ویژه در مورد دستگاه های صوتی و گرام) هماندهی (وفاداری به صدای اصلی وتکرار بی کم و کاست آن)
    • وظیفه شناسی
    • وفاداری به همسر (در ازدواج)
    • پیروی از تعهدات و وظایف
    • پیمان داری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fidelity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fidelity
+ اضافه کردن

"Fidelity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fidelity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fidelity"

عباراتی شبیه به "fidelity" با ترجمه به فارسی

  • (دستگاه های صوتی و رادیو) پس همانده · شباهت زیاد به اصل(سیگنال) · های فای
  • دریافت تضمین از کارکنان
  • فیدل کاسترو
  • فیدل کاسترو (رهبر کمونیست های کوبا)
  • بیمه نامه خسارت ناشی از سرقت، بیمه درستکاری
اضافه کردن

ترجمه های "fidelity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه