ترجمه "flashpoint" به فارسی
درجه ای ازگرماکه دران بخارمایعات فرارمیسوزد, نقطه اشتعال بهترین ترجمه های "flashpoint" به فارسی هستند.
flashpoint
noun
دستور زبان
The lowest temperature at which a liquid can form an ignitable mixture in air near the surface of the liquid. [..]
-
درجه ای ازگرماکه دران بخارمایعات فرارمیسوزد
-
نقطه اشتعال
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flashpoint " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن