ترجمه "flashy" به فارسی
جلف, درخشاني, رخشنده بهترین ترجمه های "flashy" به فارسی هستند.
flashy
adjective
دستور زبان
Showy; visually impressive, attention-getting, or appealing. [..]
-
جلف
adjective -
درخشاني
-
رخشنده
-
ترجمه های کمتر
- فروزنده
- ورزشی
- درخشانی
- لوس
- مشهور
- (آنچه که برای مدت کوتاهی درخشان و چشمگیر است) تابان
- خیره کننده
- زرق وبرقی
- نمایش گرانه
- پرزرق و برق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flashy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flashy" با ترجمه به فارسی
-
تظاهر · خودفروشی · خودنمایی
-
تظاهر · خودفروشی · خودنمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن