ترجمه "fondler" به فارسی
نازکننده, دراغوش گیرنده, عشق ورزنده بهترین ترجمه های "fondler" به فارسی هستند.
fondler
noun
دستور زبان
One who fondles. [..]
-
نازکننده
-
دراغوش گیرنده
-
عشق ورزنده
-
نوازش کننده
That show " Ball Fondlers " sounded kind of interesting.
اين برنامه " نوازش کننده هاي توپي " بنظر جالب مياد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fondler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن