ترجمه "fondue" به فارسی

فوندو, فندو, فاندو (پنیر مذاب آمیخته با شراب و کمی براندی و ادویه که نان یا گوشت را در آن می زنند و می خورند) بهترین ترجمه های "fondue" به فارسی هستند.

fondue verb noun دستور زبان

A dish made of melted cheese, chocolate etc., or of a boiling liquid into which food can be dipped. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فوندو

    dish of melted cheese

    The present you're holding is a sterling-silver fondue set.

    اون هديه اي كه دستتون گرفتين ، يه ست نقره فوندو ، هست.

  • فندو

    dish

  • فاندو (پنیر مذاب آمیخته با شراب و کمی براندی و ادویه که نان یا گوشت را در آن می زنند و می خورند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fondue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fondue"

اضافه کردن

ترجمه های "fondue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه