ترجمه "impassible" به فارسی
سرد, آسیب ناپذیر, انگار نه انگار بهترین ترجمه های "impassible" به فارسی هستند.
impassible
adjective
دستور زبان
(chiefly theology) Unable to suffer, or feel pain. [..]
-
سرد
adjective -
آسیب ناپذیر
-
انگار نه انگار
-
ترجمه های کمتر
- انگیز ناپذیر
- بی تفاوت
- بی حس
- بی درد
- بی عاطفه
- بی واکنش
- رویین تن
- صدمه ناپذیر
- عاری از احساسات
- فاقد احساس درد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impassible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impassible" با ترجمه به فارسی
-
بطور تالم پذیر · بی نشان دادن احساس درد · بی نشان دادن عاطفه
-
بيحس · بی گذار · غیر قابل عبور · غیرقابل عبور · گذر ناپذیر
-
ازروی بی عاطفگی · بطور تالم ناپذیر · بی نشان دادن احساس درد یا عاطفه
-
ارامش · بیحسی · خون سردی · متانت · پوست کلفتی
-
(مجازی) مسئله یا گرفتاری بی درمان · بن بست · بنبست · پات · گیر
-
غیر قابل عبوربودن
-
دوستدار · علاقه مند · مشتاق · پراحساسات · پرشور و حرارت
-
(احساسات یا شهوت کسی را) تحریک کردن · انگیزاندن · به هیجان آوردن · شور و شوق ایجاد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن