ترجمه "impasse" به فارسی

بنبست, گیر, پات بهترین ترجمه های "impasse" به فارسی هستند.

impasse noun دستور زبان

a road with no exit; a cul-de-sac [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنبست

  • گیر

    noun
  • پات

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (مجازی) مسئله یا گرفتاری بی درمان
    • بن بست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impasse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impasse" با ترجمه به فارسی

  • آسیب ناپذیر · انگار نه انگار · انگیز ناپذیر · بی تفاوت · بی حس · بی درد · بی عاطفه · بی واکنش · رویین تن · سرد · صدمه ناپذیر · عاری از احساسات · فاقد احساس درد
  • بطور تالم پذیر · بی نشان دادن احساس درد · بی نشان دادن عاطفه
  • بيحس · بی گذار · غیر قابل عبور · غیرقابل عبور · گذر ناپذیر
  • ازروی بی عاطفگی · بطور تالم ناپذیر · بی نشان دادن احساس درد یا عاطفه
  • ارامش · بیحسی · خون سردی · متانت · پوست کلفتی
  • غیر قابل عبوربودن
  • دوستدار · علاقه مند · مشتاق · پراحساسات · پرشور و حرارت
  • (احساسات یا شهوت کسی را) تحریک کردن · انگیزاندن · به هیجان آوردن · شور و شوق ایجاد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "impasse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه