ترجمه "important" به فارسی
مهم, پراهمیت, بانفوذ بهترین ترجمه های "important" به فارسی هستند.
important
adjective
دستور زبان
Having relevant and crucial value. [..]
-
مهم
adjectivehaving relevant and crucial value
This conference is very important. Don't miss it.
این همایش خیلی مهم است. آن را از دست ندهید.
-
پراهمیت
For Dillard was making this important relationship of Clyde's perfectly plain to every one.
چون دیلارد قرابت پراهمیت کلاید را با ساموئل گریفیث بی درنگ به رخ مردم کشید.
-
بانفوذ
-
ترجمه های کمتر
- مقتدر
- مَهَست
- فرمند
- مهست
- مُهِمّ
- کرامند
- (مهجور) سمج
- اهل اصرار و ابرام
- ذی نفوذ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " important " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Important
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Important" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Important در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "important" با ترجمه به فارسی
-
(جمع) واردات · عمل وارد کردن (کالا و غیره) · واردات · ورود · کالای وارد شده
-
The method of sheet metal feed plays an important role when considering the overall cost effectiveness of forming and blanking lines. When producing small sheet metal parts, the sheet metal c
-
وارد کننده فیلم
-
نژادهای بیگانه · نژادهای واردشده
-
حاشیه سود واردات
-
(جمع) واردات · آرش · اثر · ارش · اهمیت · اهمیت داشتن · دلالت داشتن بر · رسیدگان · عمل وارد کردن (کالا و غیره) (بیشتر می گویند: importation) · معنی · معنی دادن · مفاد · مفهوم · مهست بودن · مهستی · مهم بودن · مهند بودن · مهندی · نتیجه · وابسته به واردات · وارد کردن · وارد کردن (کالا و غیره) · واردات · وارداتی · ورود · ورودی · چم · چم دادن · کالای وارد شده · کرامند بودن · کرامندی
-
خود بزرگ بین · خود بزرگ شمار · پر نخوت · پر گند دماغ
-
سهمیههای وارداتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن