ترجمه "importunate" به فارسی
سمج, پافشار, مصر بهترین ترجمه های "importunate" به فارسی هستند.
importunate
adjective
verb
دستور زبان
Of a demand: persistent or pressing, often annoyingly so. [..]
-
سمج
adjectiveAmong these importunate signs was one that had caught the attention of the family by its pictures.
در میان این تابلوهای سمج، یک تابلو با عکسهای خود توجه این خانواده را به خود جلب کرد.
-
پافشار
-
مصر
proper
-
ترجمه های کمتر
- زننده
- (مهجور) مزاحم
- رنج آور
- سماجت آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " importunate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "importunate" با ترجمه به فارسی
-
ازروی سماحت · بابرام · باصرار · بسماجت · مبرمانه · مصرانه
-
ابرام · اصرار · سماجت · پافشاری
-
(با التماس و درخواست) تحت فشار قرار دادن · (فواحش وغیره) جلب مشتری کردن · (قدیمی) گدایی کردن · (مهجور) مصدع شدن · (نادر) رجوع شود به importunate · ابرام کردن · اصرار کردن · تکدی کردن · دریوزگی کردن · سماجت کردن · مزاحم شدن · مصرانه خواستن · پافشاری کردن
-
(با التماس و درخواست) تحت فشار قرار دادن · (فواحش وغیره) جلب مشتری کردن · (قدیمی) گدایی کردن · (مهجور) مصدع شدن · (نادر) رجوع شود به importunate · ابرام کردن · اصرار کردن · تکدی کردن · دریوزگی کردن · سماجت کردن · مزاحم شدن · مصرانه خواستن · پافشاری کردن
-
ابرام · اصرار · سماجت · پافشاری
-
ابرام · اصرار · سماجت · پافشاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن