ترجمه "importunity" به فارسی
اصرار, ابرام, سماجت بهترین ترجمه های "importunity" به فارسی هستند.
importunity
noun
دستور زبان
(obsolete) Unseasonableness; an unsuitable or inappropriate time. [..]
-
اصرار
nounWhy do you importune me about her!
چرا تو این قدر با اصرار میخواهی که من گرفتار آن بچه باشم؟
-
ابرام
There's something fine in Cronshaw's attitude, and you disturb it by your importunity.
رفتار و کردار کر انشا عالی است، و تو با ابرام و سماجّت آن را برهم میزنی.
-
سماجت
-
پافشاری
87 And if he heed them not, let them importune at the feet of the governor;
۸۷ و اگر او به آنها توجّه ای نکرد، بگذارید آنها پیش پای فرماندار پافشاری کنند؛
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " importunity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "importunity" با ترجمه به فارسی
-
ازروی سماحت · بابرام · باصرار · بسماجت · مبرمانه · مصرانه
-
(مهجور) مزاحم · رنج آور · زننده · سماجت آمیز · سمج · مصر · پافشار
-
(با التماس و درخواست) تحت فشار قرار دادن · (فواحش وغیره) جلب مشتری کردن · (قدیمی) گدایی کردن · (مهجور) مصدع شدن · (نادر) رجوع شود به importunate · ابرام کردن · اصرار کردن · تکدی کردن · دریوزگی کردن · سماجت کردن · مزاحم شدن · مصرانه خواستن · پافشاری کردن
-
(با التماس و درخواست) تحت فشار قرار دادن · (فواحش وغیره) جلب مشتری کردن · (قدیمی) گدایی کردن · (مهجور) مصدع شدن · (نادر) رجوع شود به importunate · ابرام کردن · اصرار کردن · تکدی کردن · دریوزگی کردن · سماجت کردن · مزاحم شدن · مصرانه خواستن · پافشاری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن