ترجمه "importune" به فارسی
(با التماس و درخواست) تحت فشار قرار دادن, (فواحش وغیره) جلب مشتری کردن, (قدیمی) گدایی کردن بهترین ترجمه های "importune" به فارسی هستند.
importune
adjective
verb
دستور زبان
To harass with persistent requests. [..]
-
(با التماس و درخواست) تحت فشار قرار دادن
-
(فواحش وغیره) جلب مشتری کردن
-
(قدیمی) گدایی کردن
-
ترجمه های کمتر
- (مهجور) مصدع شدن
- (نادر) رجوع شود به importunate
- ابرام کردن
- اصرار کردن
- تکدی کردن
- دریوزگی کردن
- سماجت کردن
- مزاحم شدن
- مصرانه خواستن
- پافشاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " importune " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "importune" با ترجمه به فارسی
-
ازروی سماحت · بابرام · باصرار · بسماجت · مبرمانه · مصرانه
-
ابرام · اصرار · سماجت · پافشاری
-
(مهجور) مزاحم · رنج آور · زننده · سماجت آمیز · سمج · مصر · پافشار
-
ابرام · اصرار · سماجت · پافشاری
-
ابرام · اصرار · سماجت · پافشاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن