ترجمه "imports" به فارسی
واردات, واردات بهترین ترجمه های "imports" به فارسی هستند.
imports
verb
noun
Plural form of import. [..]
-
واردات
nounAnd, have you created Germany's largest import-export company?
پس بزرگترين شرکت واردات و صادرات رو تاسي کرده اي ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imports " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Imports
-
واردات
Importing 'UNIX ' mail folders ('. mbx '
واردات پوشۀ نامهها » یونیکس «) ». mbx «
عباراتی شبیه به "imports" با ترجمه به فارسی
-
(جمع) واردات · عمل وارد کردن (کالا و غیره) · واردات · ورود · کالای وارد شده
-
The method of sheet metal feed plays an important role when considering the overall cost effectiveness of forming and blanking lines. When producing small sheet metal parts, the sheet metal c
-
وارد کننده فیلم
-
نژادهای بیگانه · نژادهای واردشده
-
حاشیه سود واردات
-
(جمع) واردات · آرش · اثر · ارش · اهمیت · اهمیت داشتن · دلالت داشتن بر · رسیدگان · عمل وارد کردن (کالا و غیره) (بیشتر می گویند: importation) · معنی · معنی دادن · مفاد · مفهوم · مهست بودن · مهستی · مهم بودن · مهند بودن · مهندی · نتیجه · وابسته به واردات · وارد کردن · وارد کردن (کالا و غیره) · واردات · وارداتی · ورود · ورودی · چم · چم دادن · کالای وارد شده · کرامند بودن · کرامندی
-
خود بزرگ بین · خود بزرگ شمار · پر نخوت · پر گند دماغ
-
سهمیههای وارداتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن