ترجمه "importer" به فارسی

وارد کننده, اورنده, بازرگانی که کالااز کشورهای بیگانه می اورد بهترین ترجمه های "importer" به فارسی هستند.

importer noun دستور زبان

One who, or that which, imports: especially a person or company importing goods into a country. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وارد کننده

    noun

    Indonesia, another importer, has canceled its imports due to high prices.

    اندونزی وارد کننده دیگری است که وارداتش را به دلیل قیمت بالا لغو کرده است.

  • اورنده

  • بازرگانی که کالااز کشورهای بیگانه می اورد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " importer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Importer
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وارد کننده

    Indonesia, another importer, has canceled its imports due to high prices.

    اندونزی وارد کننده دیگری است که وارداتش را به دلیل قیمت بالا لغو کرده است.

عباراتی شبیه به "importer" با ترجمه به فارسی

  • (جمع) واردات · عمل وارد کردن (کالا و غیره) · واردات · ورود · کالای وارد شده
  • The method of sheet metal feed plays an important role when considering the overall cost effectiveness of forming and blanking lines. When producing small sheet metal parts, the sheet metal c
  • وارد کننده فیلم
  • نژادهای بیگانه · نژادهای واردشده
  • حاشیه سود واردات
  • (جمع) واردات · آرش · اثر · ارش · اهمیت · اهمیت داشتن · دلالت داشتن بر · رسیدگان · عمل وارد کردن (کالا و غیره) (بیشتر می گویند: importation) · معنی · معنی دادن · مفاد · مفهوم · مهست بودن · مهستی · مهم بودن · مهند بودن · مهندی · نتیجه · وابسته به واردات · وارد کردن · وارد کردن (کالا و غیره) · واردات · وارداتی · ورود · ورودی · چم · چم دادن · کالای وارد شده · کرامند بودن · کرامندی
  • خود بزرگ بین · خود بزرگ شمار · پر نخوت · پر گند دماغ
  • سهمیههای وارداتی
اضافه کردن

ترجمه های "importer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه