ترجمه "importation" به فارسی

واردات, ورود, (جمع) واردات بهترین ترجمه های "importation" به فارسی هستند.

importation noun دستور زبان

The act or an instance of importing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واردات

    noun

    And, have you created Germany's largest import-export company?

    پس بزرگترين شرکت واردات و صادرات رو تاسي کرده اي ؟

  • ورود

    noun

    For instance, Pierre's return was a joyful and important event and they all felt it to be so.

    در مثل ورود پییر حادثه مهم شادی بخش بود و همه را شادمان و مسرور میساخت.

  • (جمع) واردات

  • ترجمه های کمتر

    • عمل وارد کردن (کالا و غیره)
    • کالای وارد شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " importation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "importation" با ترجمه به فارسی

  • The method of sheet metal feed plays an important role when considering the overall cost effectiveness of forming and blanking lines. When producing small sheet metal parts, the sheet metal c
  • وارد کننده فیلم
  • نژادهای بیگانه · نژادهای واردشده
  • حاشیه سود واردات
  • (جمع) واردات · آرش · اثر · ارش · اهمیت · اهمیت داشتن · دلالت داشتن بر · رسیدگان · عمل وارد کردن (کالا و غیره) (بیشتر می گویند: importation) · معنی · معنی دادن · مفاد · مفهوم · مهست بودن · مهستی · مهم بودن · مهند بودن · مهندی · نتیجه · وابسته به واردات · وارد کردن · وارد کردن (کالا و غیره) · واردات · وارداتی · ورود · ورودی · چم · چم دادن · کالای وارد شده · کرامند بودن · کرامندی
  • خود بزرگ بین · خود بزرگ شمار · پر نخوت · پر گند دماغ
  • سهمیههای وارداتی
  • همانطور که از نامش بر آید.
اضافه کردن

ترجمه های "importation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه