ترجمه "incide" به فارسی

بریدن, تحلیل بردن بهترین ترجمه های "incide" به فارسی هستند.

incide verb دستور زبان

To cut; to separate and remove. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بریدن

    verb
  • تحلیل بردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incide" با ترجمه به فارسی

  • حوادث
  • (نور یا پرتابه یا فشنگ و غیره) برخورد به سطح · برتابش · برخورد · بروز · بس رخداد · تصادف · تلاقی · رویداد · شیوع بیماری · میزان بروز · وقوع
  • هندسه وقوع
  • رویداد
  • ماجرای عجیب سگی در شب
  • برخورد · تصادف · وقوع
  • (انگلیس) رجوع شود به angle of attack · (فیزیک - زاویه ی موج الکتروماگنتیک با خطی که بر آن عمود است) زاویه ی تابش · (هواپیمایی)زاویه ی ثابت بین بدنه ی هواپیما (در حالت موازی با افق) و وتر هوا شکن (یا مقطع بال هواپیما) · زاویه ی تابش · زاویه ی فرود
  • ابتلا · بروز بيماري · رخداد بيماري · شيوع بيماري
اضافه کردن

ترجمه های "incide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه