ترجمه "incidence" به فارسی
برخورد, وقوع, بروز بهترین ترجمه های "incidence" به فارسی هستند.
(physics) The striking of radiation or a projectile upon a surface [..]
-
برخورد
nounI am sorry about the, er, recent incident when we did not behave as such.
اون حادثهی اخیری که ما درش برخورد خوبی نداشتیم متاسفم.
-
وقوع
nounI confess that time has now accustomed me to incidents of this character among my acquaintance.
اعتراف میکنم که اکنون گذشت زمان مرا با وقوع اینگونه اتفاقات میان آشنایانم عادت داده است.
-
بروز
measure of the probability of occurrence of a given medical condition in a population within a specified period of time
Well let's take a look at something like autism incidence per thousand.
بیایید به بروز تصادفی این پدیده در بین ۱۰۰۰ نمونه نظر بیفکنیم.
-
ترجمه های کمتر
- تصادف
- رویداد
- برتابش
- تلاقی
- (نور یا پرتابه یا فشنگ و غیره) برخورد به سطح
- بس رخداد
- شیوع بیماری
- میزان بروز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incidence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incidence" با ترجمه به فارسی
-
بریدن · تحلیل بردن
-
حوادث
-
هندسه وقوع
-
رویداد
-
ماجرای عجیب سگی در شب
-
برخورد · تصادف · وقوع
-
(انگلیس) رجوع شود به angle of attack · (فیزیک - زاویه ی موج الکتروماگنتیک با خطی که بر آن عمود است) زاویه ی تابش · (هواپیمایی)زاویه ی ثابت بین بدنه ی هواپیما (در حالت موازی با افق) و وتر هوا شکن (یا مقطع بال هواپیما) · زاویه ی تابش · زاویه ی فرود
-
ابتلا · بروز بيماري · رخداد بيماري · شيوع بيماري