ترجمه "indiscrimination" به فارسی

بی تمیزی, بی گزینی بهترین ترجمه های "indiscrimination" به فارسی هستند.

indiscrimination noun

Want of discrimination or distinction; impartiality. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی تمیزی

  • بی گزینی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indiscrimination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indiscrimination" با ترجمه به فارسی

  • بدون تشخیص · بدون فرق گذاری · بطور نامشخص
  • (آنچه که بر مبنای سنجش و گزینش دقیق نباشد) بی تمیز · آش شله قلمکار · آشفته · بی بندوبار · بی تبعیض · بی گزیر · بی گزین · درهم و برهم · فلهای · ناخوددار · کورکورانه، بی هدف
  • (آنچه که بر مبنای سنجش و گزینش دقیق نباشد) بی تمیز · آش شله قلمکار · آشفته · بی بندوبار · بی تبعیض · بی گزیر · بی گزین · درهم و برهم · فلهای · ناخوددار · کورکورانه، بی هدف
  • (آنچه که بر مبنای سنجش و گزینش دقیق نباشد) بی تمیز · آش شله قلمکار · آشفته · بی بندوبار · بی تبعیض · بی گزیر · بی گزین · درهم و برهم · فلهای · ناخوددار · کورکورانه، بی هدف
  • (آنچه که بر مبنای سنجش و گزینش دقیق نباشد) بی تمیز · آش شله قلمکار · آشفته · بی بندوبار · بی تبعیض · بی گزیر · بی گزین · درهم و برهم · فلهای · ناخوددار · کورکورانه، بی هدف
اضافه کردن

ترجمه های "indiscrimination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه