ترجمه "indispensability" به فارسی
ضرورت, وجوب, چاره ناپذیری بهترین ترجمه های "indispensability" به فارسی هستند.
indispensability
noun
دستور زبان
The characteristic of being indispensable. [..]
-
ضرورت
nounIntellectual and moral growth is no less indispensable than material improvement.
ضرورت رشد معنوی و اخلاقی کمتر از لزوم بهبودی مادی نیست.
-
وجوب
-
چاره ناپذیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indispensability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indispensability" با ترجمه به فارسی
-
بزبان شوخی · شلوار
-
(آنچه که بدون آن نتوان کاری را انجام داد) بایسته · اجتناب - ناپذیر · بایا · حتمی · ضروري · ضروری · قصور نکردنی · لازم · ناگزیر، ناچار، لابد · پرهیز ناپذیر · کنارنگذاشتنی
-
بطور حتمی · بطور ضروری · بطور چاره ناپذیر · حتما · ناگزیرانه
-
(آنچه که بدون آن نتوان کاری را انجام داد) بایسته · اجتناب - ناپذیر · بایا · حتمی · ضروري · ضروری · قصور نکردنی · لازم · ناگزیر، ناچار، لابد · پرهیز ناپذیر · کنارنگذاشتنی
-
بطور حتمی · بطور ضروری · بطور چاره ناپذیر · حتما · ناگزیرانه
-
(آنچه که بدون آن نتوان کاری را انجام داد) بایسته · اجتناب - ناپذیر · بایا · حتمی · ضروري · ضروری · قصور نکردنی · لازم · ناگزیر، ناچار، لابد · پرهیز ناپذیر · کنارنگذاشتنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن