ترجمه "indispensably" به فارسی

ناگزیرانه, حتما, بطور حتمی بهترین ترجمه های "indispensably" به فارسی هستند.

indispensably adverb دستور زبان

In an indispensable manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناگزیرانه

  • حتما

    adverb
  • بطور حتمی

  • ترجمه های کمتر

    • بطور ضروری
    • بطور چاره ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indispensably " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indispensably" با ترجمه به فارسی

  • بزبان شوخی · شلوار
  • (آنچه که بدون آن نتوان کاری را انجام داد) بایسته · اجتناب - ناپذیر · بایا · حتمی · ضروري · ضروری · قصور نکردنی · لازم · ناگزیر، ناچار، لابد · پرهیز ناپذیر · کنارنگذاشتنی
  • ضرورت · وجوب · چاره ناپذیری
  • ضرورت · وجوب · چاره ناپذیری
  • ضرورت · وجوب · چاره ناپذیری
  • (آنچه که بدون آن نتوان کاری را انجام داد) بایسته · اجتناب - ناپذیر · بایا · حتمی · ضروري · ضروری · قصور نکردنی · لازم · ناگزیر، ناچار، لابد · پرهیز ناپذیر · کنارنگذاشتنی
  • (آنچه که بدون آن نتوان کاری را انجام داد) بایسته · اجتناب - ناپذیر · بایا · حتمی · ضروري · ضروری · قصور نکردنی · لازم · ناگزیر، ناچار، لابد · پرهیز ناپذیر · کنارنگذاشتنی
اضافه کردن

ترجمه های "indispensably" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه