ترجمه "infidel" به فارسی

کافر, كاف, لامذهب بهترین ترجمه های "infidel" به فارسی هستند.

infidel noun دستور زبان

A non-believer of a certain religion [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کافر

    noun

    non-believer

    Or an Ottoman infidel eyeing our shores.

    و يا يک کافر عثماني که چشم به سواحل ما دوخته.

  • كاف

    Someone who doesn't believe in the God of the Bible and is neither Christian, Jewish nor Muslim.

  • لامذهب

  • ترجمه های کمتر

    • ناباور
    • نامسلمان
    • نامعتقد
    • ناپایبند
    • (کسی که به عقیده ی خاصی پایبند نیست) وی ستود
    • بت پرست
    • بی دین
    • غیرمسیحی (کسی که مذهبی جز دین اکثریت دارد)
    • کفر آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infidel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Infidel

Infidel (book)

+ اضافه کردن

"Infidel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Infidel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "infidel" با ترجمه به فارسی

  • الحاد · بی دینی · خیانت · خیانت به همسر · زنا · زنای محصنه · عمل کفرآمیز · کفر · کفرگویی
اضافه کردن

ترجمه های "infidel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه