ترجمه "infestation" به فارسی
هجوم, آلودگی انگلی بهترین ترجمه های "infestation" به فارسی هستند.
infestation
noun
دستور زبان
The presence of a large number of pest organisms in an area or field, on the surface of a host or anything that might contact a host, or in the soil. [..]
-
هجوم
nounFirst rats and now an infestation of Coburgs.
اولش موش ها و حالا هجوم کوبرگي ها
-
آلودگی انگلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infestation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "infestation" با ترجمه به فارسی
-
(به تعداد زیاد هجوم آوردن و یا به طور زیان آور ساکن شدن در جایی) هجوم آوردن · (به ویژه در مورد حشرات یا چیزهای ناخوشایند و انگل) فرا گرفتن · انگل شدن · درآلودن · پربودن از
-
مهاجم · هجوم کننده
-
تحمل به آفات · مستعد آلودگی انگلی · مقاومت به آفات · مقاومت به آفت · مقاومت ميزبان به آفات
-
(به تعداد زیاد هجوم آوردن و یا به طور زیان آور ساکن شدن در جایی) هجوم آوردن · (به ویژه در مورد حشرات یا چیزهای ناخوشایند و انگل) فرا گرفتن · انگل شدن · درآلودن · پربودن از
اضافه کردن مثال
اضافه کردن