ترجمه "infest" به فارسی

درآلودن, (به تعداد زیاد هجوم آوردن و یا به طور زیان آور ساکن شدن در جایی) هجوم آوردن, (به ویژه در مورد حشرات یا چیزهای ناخوشایند و انگل) فرا گرفتن بهترین ترجمه های "infest" به فارسی هستند.

infest adjective verb دستور زبان

to be mischievous; to be hurtful; to be harassing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درآلودن

  • (به تعداد زیاد هجوم آوردن و یا به طور زیان آور ساکن شدن در جایی) هجوم آوردن

  • (به ویژه در مورد حشرات یا چیزهای ناخوشایند و انگل) فرا گرفتن

  • ترجمه های کمتر

    • انگل شدن
    • پربودن از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infest" با ترجمه به فارسی

  • مهاجم · هجوم کننده
  • تحمل به آفات · مستعد آلودگی انگلی · مقاومت به آفات · مقاومت به آفت · مقاومت ميزبان به آفات
  • آلودگی انگلی · هجوم
اضافه کردن

ترجمه های "infest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه