ترجمه "infertility" به فارسی

ناباروری, بیحاصلی, سترونی بهترین ترجمه های "infertility" به فارسی هستند.

infertility noun دستور زبان

the condition of being infertile; of having poor fertility [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناباروری

    inability of a person, animal or plant to reproduce by natural means that is no intervention of contraceptive techniques

    for AIDS, tuberculosis, infertility,

    برای بیماری ایدز، سل، ناباروری، بیماری روانی، ارواح شیطانی درمان میکند.

  • بیحاصلی

  • سترونی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عقیمی
    • نازایی
    • بی باری
    • بی برکتی
    • بی حاصلی
    • حاصل خیزنبودن
    • عقيمي توليد مثلي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infertility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infertility" با ترجمه به فارسی

  • ناباروری ماده · نارسايي آبستني
  • بارور نشده · بایر · بی ثمر · غیر حاصلخیز · نابارور · نازا · گشنگیری نشده
  • زنشدگي · عقيمي نر · ناباروری نر · نرعقيمي
  • بارور نشده · بایر · بی ثمر · غیر حاصلخیز · نابارور · نازا · گشنگیری نشده
  • بارور نشده · بایر · بی ثمر · غیر حاصلخیز · نابارور · نازا · گشنگیری نشده
  • بارور نشده · بایر · بی ثمر · غیر حاصلخیز · نابارور · نازا · گشنگیری نشده
اضافه کردن

ترجمه های "infertility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه