ترجمه "infield" به فارسی

اینفیلد, (بیس بال) بازیکنان محوطه ی درونی, (بیس بال) محوطه ی بازی (که چهار ((بیس)) در اطراف آن قرار دارند) بهترین ترجمه های "infield" به فارسی هستند.

infield verb noun دستور زبان

(cricket) the region of the field roughly bounded by the wicket keeper, slips, gully, point, cover, mid off, mid on, midwicket and square leg [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اینفیلد

  • (بیس بال) بازیکنان محوطه ی درونی

  • (بیس بال) محوطه ی بازی (که چهار ((بیس)) در اطراف آن قرار دارند)

  • ترجمه های کمتر

    • (در زمین های ورزش دو و میدانی) زمین واقع در میان مسیر بیضی شکل دوندگان
    • زمین درونی
    • زمین زیر کشت
    • محوطه ی دور خانه ی روستائی
    • کشتزار پیوسته به خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infield " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "infield"

عباراتی شبیه به "infield" با ترجمه به فارسی

  • (بیس بال) بازیکن محوطه ی درونی
اضافه کردن

ترجمه های "infield" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه