ترجمه "infidelity" به فارسی

خیانت, کفر, زنا بهترین ترجمه های "infidelity" به فارسی هستند.

infidelity noun دستور زبان

Unfaithfulness in marriage or other moral obligation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیانت

    noun

    cheating, adultery, or having an affair

    Now, there are three ways that I think infidelity hurts differently today.

    به سه روش خیانت امروزه صدمه می زند.

  • کفر

    noun
  • زنا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کفرگویی
    • الحاد
    • بی دینی
    • خیانت به همسر
    • زنای محصنه
    • عمل کفرآمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infidelity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infidelity" با ترجمه به فارسی

  • (کسی که به عقیده ی خاصی پایبند نیست) وی ستود · بت پرست · بی دین · غیرمسیحی (کسی که مذهبی جز دین اکثریت دارد) · كاف · لامذهب · ناباور · نامسلمان · نامعتقد · ناپایبند · کافر · کفر آمیز
  • (کسی که به عقیده ی خاصی پایبند نیست) وی ستود · بت پرست · بی دین · غیرمسیحی (کسی که مذهبی جز دین اکثریت دارد) · كاف · لامذهب · ناباور · نامسلمان · نامعتقد · ناپایبند · کافر · کفر آمیز
اضافه کردن

ترجمه های "infidelity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه