ترجمه "infighting" به فارسی

(در احزاب و سازمان ها و غیره) کشمکش درونی, (مشت بازی) مشت زنی از نزدیک, جنگ داخلی بهترین ترجمه های "infighting" به فارسی هستند.

infighting noun verb دستور زبان

Fighting or quarreling among the members of a single group or side. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در احزاب و سازمان ها و غیره) کشمکش درونی

  • (مشت بازی) مشت زنی از نزدیک

  • جنگ داخلی

    Before he can start an argument, Davida says, We'll have no infighting, thank you.

    اما قبل از آنکه بتواند جر و بحث دیگری را شروع کند، داویدا میگوید: ما جنگ داخلی نداریم، متشکرم.

  • ترجمه های کمتر

    • زد و خورد از فاصله ی کم
    • کشمکش تنگاتنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infighting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "infighting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه