ترجمه "permissive" به فارسی
آسانگیر, شایستگر, مختار بهترین ترجمه های "permissive" به فارسی هستند.
permissive
adjective
دستور زبان
Giving, or predisposed to give permission; lenient. [..]
-
آسانگیر
-
شایستگر
-
مختار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) مجاز
- اجازه دهنده
- مجاز کننده
- کسی که سخت نمی گیرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permissive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "permissive" با ترجمه به فارسی
-
اجازه
-
مجوزها
-
جایز · روا · شایست · مجاز · موجه
-
بطور مجازیا روا · چنانکه روا یا مجازباشد
-
چنانکه اجازه بدهد · چنانکه مخیرسازد
-
اجازه · اذن · جواز · دستور · دستوری · رخصت · مجوز · پروانه · پرگ
-
مجوز دسترسی
-
فرهنگ اجازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن