ترجمه "response" به فارسی

پاسخ, جواب, واکنش بهترین ترجمه های "response" به فارسی هستند.

response noun دستور زبان

An answer or reply, or something in the nature of an answer or reply. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاسخ

    noun

    Awaiting your quick response . . .

    در انتظار پاسخ فوری شما ...

  • جواب

    noun

    We need to make a plan to control public response.

    بايد يه نقشه اي بريزم و جواب مردم رو بديم.

  • واکنش

    noun

    The response was so fast that we all stared in stunned disbelief while it happened.

    واکنش به حدی سریع بود که ما ناباورانه مبهوت شده بودیم.

  • ترجمه های کمتر

    • پتواز
    • (روان شناسی - زیست شناسی - الکترونیک) پاسخ
    • رجوع شود به responsory
    • عمل متقابل
    • عکس العمل
    • پاسخ به دعا (مثلا: آمین)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " response " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Response
+ اضافه کردن

"Response" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Response در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "response" با ترجمه به فارسی

  • مسئولیت
  • استان · خدمت · عهده · ماموریت · مسئولیت · وظیفه · ولایت · پاس وری · پاسخگویی · پتوازگری · پتوازی · کارداد
  • پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
  • جواب دهنده · مشتاق · پاسخدار
  • (سابقا - دانشگاه آکسفورد - انگلیس) اولین آزمون (از سه آزمون نهایی دوره ی لیسانس) · (نادر) پاسخگویی
  • واکنش برنامه ریزی شده
اضافه کردن

ترجمه های "response" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه