ترجمه "senselessness" به فارسی
خلا, بیحسی, بیهوشی بهترین ترجمه های "senselessness" به فارسی هستند.
senselessness
noun
دستور زبان
The state of being senseless. [..]
-
خلا
noun -
بیحسی
-
بیهوشی
In one fistfight too many, Cor poral Dupree had beaten a sergeant senseless
سرجوخه دو پری در یک جدال با مشت، گروهبانی را تا حد بیهوشی و مرگ کتک زد
-
ترجمه های کمتر
- بی شعوری
- بی مغزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " senselessness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "senselessness" با ترجمه به فارسی
-
ابله · ابلهانه · احمق · احمقانه · از هوش رفته · بی سود · بی شعور · بی معنی · بی نفع · بیهوش · خر · خرانه · دیرفهم · غش · غیر منطقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن